بعد مدت ها

هی وای من ...چند وقته  من تورو تنها گذاشتم وبلاگم.

نمی دونم تا کجا ها اینجا گفتم و تا کجا نگفتم.همین قدر بگم که حسابی تو چالش زندگی افتادم . متاهلی با طعم بنایی و دانشجویی ارشد و سفر و مهمون بازی و کار فشرده سازمان و پایان نامه و ...آدمی ساخته با شکمی گنده تر.

الانم مه الهه من خوابه و من در حال باری کانتر بودم که گفتم بیام و اینجا تبریک ولنتاین رو بهش بدم

کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت می دونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه
کنارم هستی و بازم بهونه هامو میگیرم
میگم وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم
یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم
از این جا تا دم در هم بری دلشوره میگیرم
فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن با هم
محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم
می دونم یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزاییکه حواسم نیست بگم خیلی دوستت دادم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود ازاری
کنارم هستی و انگار همین نزدیکیاس دریا
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا
قشنگه رد پای عشق بیا بی چتر زیر برف 
اگه حال منو داری می فهمی یعنی چی این حرف
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوستت دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود ازاری

/ 1 نظر / 18 بازدید
سعاد

عقل تکرار را نمی پذیرد ، اما احساس آری طبیعت نیز دوستدار تکرار است طبیعت را ساخته اند از تکرار تکرار بهار مبارک . . .