هانیمون

سلام

این پست جدید رو در آخرین شب از ماه عسلمون دارم تو لابی هتل مینویسم.اومدیم ایروان(ارمنستان) خیلی خیلی خیلی لحظات شیرین و رویایی واسم ساختی به من که خیلی خوش گذشت با اینی که این شب آخری یه خورده هم من و هم تو همو ناراحت کردیم ولی بازم آخرش شیرین شد.به شیرینی تموم لحظاتی که با هم ساختیم.

مهربونم من هیچ نیازی به استخر بدون تو اینجا ندارم.هیچ وقت فکر رفتن به دیسکو این چیزا بدون تو نمی کنم.

شب به اون چشمات خواب نرسه
به تو میخوام مهتاب نرسه

بریم اون جا اون جا که دیگه
به تو دست آفتاب نرسه

عاشقت بودن عشق منه
اینو قلبم فریاد میزنه

گریه مستی داره صدام
صدای عاشق شدنه

قصه عشقت باز تو صدامه
یه شب مستی باز سر رامه

یه نفس بیشتر فاصله مون نیست
چه تب و تابی باز تو شبامه

تو که مهتابی تو شب من
تو که آوازی رو لب من

اومدی موندی شکل دعا
توی هر یارب یارب من

شب به اون چشمات خواب نرسه
به تو میخوام مهتاب نرسه

بریم اون جا اون جا که دیگه
به تو دست آفتاب نرسه

شب به اون چشمات خواب نرسه
به تو میخوام مهتاب نرسه

بریم اون جا اون جا که دیگه
به تو دست آفتاب نرسه

قصه عشقت باز تو صدامه
یه شب مستی باز سر رامه

یه نفس بیشتر فاصله مون نیست
چه تب و تابی باز تو شبامه

تو که مهتابی تو شب من
تو که آوازی رو لب من

اومدی موندی شکل دعا
توی هر یارب یارب من

شب به اون چشمات خواب نرسه
به تو میخوام مهتاب نرسه

بریم اون جا اون جا که دیگه
به تو دست آفتاب نرسه


شب به اون چشمات خواب نرسه
به تو میخوام مهتاب نرسه

بریم اون جا اون جا که دیگه
به تو دست آفتاب نرسه

 

مرسی از لحظات شیرینی که کنار هم ساختیم.

 

/ 2 نظر / 19 بازدید
سعاد

اندوهت را به برگها بسپار! واپسین روزهای پاییزت بخیر، دوست چهارفصل من! یلدایت پر از مهربانی

سعاد

زندگی یک مشکل نیست ، که باید حلش کرد بلکه یه هدیه است ، که باید ازش لذت برد . . . (چارلی چاپلین)