بیست و ششم اسفند:
بعد کلی لایی کشی و اینور اونور رسیدم به امور فارغ التحصیلان..کلی خوشحال که دودر کردم و بدون اینکه این مدرک فوق دیپلم سراسری رو بدم دارم لیسانس آزاد رو میگیرم....به خانومه گفتم اسم و فامیلمو ..زد تو کامپیوتر و گفت آمادست..رفت که بیاره
چشمم به مدرک که خورد گفتم دیگه خرم از پل گذشت....گفتم دیگه تمومه،یهو گفت آقای قادری شما مدرکتون نیست ین به شما تحویل داده نمیشه!!
منم شاکی که شما گم کردین به من چه!....خلاصه بگم که رئیسش اومد و گفت ما گم کردیم شما گم کردین هر کی گم کرده این مدرک موقعی تحویل شما داده خواهد شد که مدرک قبلی تونو تحویل بدین....
منم راهی ندیدم جز این که برم بگردم تا مدرک قبلی پیدا بشه...وشد!!!یعنی پیدا شد!
تحویل که دادم دیدم خانومه یه کپی گرفت برابر اصل کرد بهم پس داد!!!
من که اصلا نفهمیدم چی شد ...(تنها حدسی که میشه زد اینه که پس داد که بره بایگانی..
مدرک من دستم اومد با این همه پیچ در پیچ معجزه ایی!!!
شب هم با مجید داشتیم در مورد ثبت شرکت صحبت مب کردیم که حالا کار های شبکه و مخابراتی بکنیم و پشتیبانی و خدمات شبکه......از این جور چیزا .....آخرش به این نتیجه رسیدیم که بریم از دکتر فرسی کمک بگیریم در رابطه با مخابرات جفتمون خندیدیم و گقتیم که اون موقع هست که دکتر ما رو دست بندازه و بشیم سوژه خنده دکتر!که حالا ال بل..
این قسمتش مهمه!!
بیست و هفتم اسفند:
صبحی گوشیم زنگ می خوره!
من:سلام شما خوبی
خانوم همکلاسی:سلام خوبین شما..باید عذر...
من:(با تریپ ناراحت) بله دیگه پنجشنبه صبح که ما رو کاشتین..ولی ایراد نداره حالا (حالا خودمم نرفتم دست پیش رو گرفتم)باشه واسه یه وقت دیگه
خانوم همکلاسی: خیلی ببخشید(داشت ادامه می داد و دلیل و مدرک که لازم نیش اینجا بگم
)
من:حالا باشه...
خ ه: راستی شما مدرکتون آماده شد؟
من:بله کلا تموم شد کارام
خ ه:اا دکتر فرسی سراغتونو می گرفت یه کاری داشت ها!
من:چه کاری من که کاری ندارم باهاش!(به شوخی)
خ ه:نه کار واستون سراغ داشت ...یه زنگی بهش بزنین تا قبل ظهر
بعد خداحاظ دیگه....
....
بوق بوق
من:سلام آقای دکتر ... هستم
د فرسی: سلام چطوری خوبی..
من:مرسی...
د ف:اگه بیکاری به این شماره زنگ بزن....
اینم حالا بالاخره خداحافظ
.....
بوق بوق
سلام من از طرف دکتر..
خانومه:سلام...بله شما مدرکتون آمادست؟سربازی...کار تموم وقته..سازمان آب منطقه ای می خواد این نیرو رو.....
منم:بله همه چی اوکی
خانومه :الان پاشو بیا!مدارکتم بیار!
من:الان که خونه نیستم اداره گذرنامه هستم
خانومه فردا صبح!
خداحافظ!
بیست و هشتم اسفند:
ساعت ٨:٣٠ رفتم همه ی خوب پیش رفت جز آقای مهندس که نمی ونم از کجا پیداش شد و گفت ایشون باید بره حراست و مدرکشون رو هم باید مدیر کل بررسی کنه.....که نتیجه رو هم بعد تعطیلات بهشون می گیم
..............................
پ.ن١:از دوستان خواهشمندم که کسی نظری راجع به کار در زمینه تخصصی برق-الکترونیک-کامپیوتر داشته باشه بگه بهم...منظور همه نوع کاره..از ثبت شرکت در این زمینه ها تا .......ایده نو باشه///سرمایه هم تا یه حدی مهم نیست