| ساعت ٤:٠۳ ب.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٥ |
|
سلام بدترين شکل دلتنگی برای کسی اين است که در کنار او باشی و بدانی که هر گز به او نخواهی رسيد!! بابت اينکه اين مدت نبودم عذر خواهی می کنم يه سری اتفاقات افتاد ... البته من يه بار به روز کردم و کلی حرف زدم حتی حرفايی که نبايد ميزدم حالا نمی دونم قسمت بود که اونا فرستاده نشد شايد خيری بوده بعدشم نمی دونم چرا قسمت نظرات وبلاگ خراب شده و نمی دونم چطور بايد درستش کنم اگه کسی ياد داشت به منم بگه از طريق ميل که آخر ميدم آدرس ميل رو... جدا از اين حرفا آدرس وبلاگ دست کسايی که نبايد می افتاد افتاده کسايی که نبايد بخونن می خونن واسه همين ديگه اينجا راحت نيستم دارم فکر می کنم بايد چه کار کنم اگه روشی می دونين غير عوض کردن وبلاگ اينم واسم بگين ديگه بگم که سال عوض شده سال جديد اومده منم خيلی عوض شدم اين عوض شدن خيلی حرفه ها به اين سادگی ازش نگذرين خيلی کارا کردم فکر کنين منی که زندگيم به اينترنت و کامپيوتر بند بود گذاشتم کننار تو اوج زمانی که بهم می گفتن معتاد (چرا می گفتن من موندم آخه من تمام ۲۰ ساعت پشت کامپيوتر بودم ۱۴ ساعتش پشت اينتر نت بودم ديگه بايد بگم که امروز که دارم به روز می کنم خيلی حرف دارم يعنی داشتم اينقده بود که شايد بشه باهاش يه کتاب نوشت ولی چون ديگه اينجا راحت نيستم نمی تونم بگم فقط همين قدر بگم که عيد رو رفتم پيش نازنين ولی نمی خواستم . می خواستم تمرين کنم که متوقع نباشم که دنيا و مردمش مطابق ميل من رفتار نمی کنند داشتم تمرين می کردم راضی باشم به اونچه هستم به .... کلی از اين حرفا.. خلاصه نشد طاقت نياوردم و رفتم رفتم به ديار اون به سرزمين اون با همون... همش ۱۰ دقيقه شد هر چی بافته بودم پنبه شد ...ديگه بايد جلو خودمو بگيرم دارم از حد بيشتر حرف می زنم... بي تو تو اين شباي بد گريم ديگه در نمياد
حرف غم انگيز دلم جز تو کسي رو نميخواد از چي بگم تا دل من لحظه اي آروم بگيره ؟ ديو سياه غصه ها توي کدوم شب مي ميره ؟ از چي بگم وقتي دلم از دل تو دور مي مونه ؟ وقتي که قلب پاک تو هيچي ازم نمي دونه ؟ ميخونم به خدا ميخونم از چشاي معصوم تو حرفاي تو رو ميدونم به خدا ميدونم اون که جدا کرده روحمو قلب تو رو qaderi_amin@yahoo.com |
|

(مارکز)
)با اين اوضاع احوال گذاشتم کنار يعنی کامپيوتر رو دادم به داداشم با خودش برد و من نشستم دارم می خونم مثل شماعی زاذه که گيتارمو ببر ولی پی سی مو نبر